|
تاریخ ایران
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: 13:28 :: نويسنده : peyman21
تاریخ ایران بعد از اسلام
فتح ايران به دست مسلمانان
پس از آنكه حضرت رسول اكرم (ص) از مكه به مدينه هجرت كرد و در سرتاسر شبه جزيره عربستان اكثر قبايل عرب را به دين اسلام در آورد، بر آن شد تا مردم ممالك مجاور عربستان را نيز به دين اسلام دعوت كند. براي اين منظور، نامه هايي به پادشاهان اطراف فرستادند، از جمله براي خسرو پرويز شاهنشاه ساساني. چنانكه معروف است خسرو از نامه خشمگين شد و آن را پاره كرد. پس از آنكه ابوبكر به خلافت رسيد، حمله به دو دولت بزرگ ساساني و بيزانس را آغاز كرد. سپاهيان اسلام در جبهه روم سپاهيان بيزانس را شكست دادند. يزدگرد سپاهي بزرگ را به سركردگي " رستم فرخ زاد " مامور مقابله با مسلمانان و جلوگيري از حمله ايشان كرد عمر نيز " سعدبن ابي وقاص " را با سپاهي كه عده آنان به سي و چند هزار مي رسيدبه جنگ با ايرانيان گسيل داشت. در " قادسيه" (واقع در پانزده فرسخي كوفه) جنگ شديدي بين اين دوسپاه روي داد. با آنكه ايرانيان مقاومت زيادي از خود دادند، شكست سختي خوردند. با اين شكست بود كه راه تيسفون (يا مدائن)پايتخت شاهنشاهي ساساني، بر روي مسلمانان باز شد. سپس، مسلمانان در تعقيب يزدگرد و ايرانيان روي به شرق نهادند و در سال 16 (ه.ق.) به " جلو لاء " كه در كنار نهر جلولاء منشعب از رود دياله واقع بود رسيدند. در سال 19 يا 21 (ه.ق.) فتح نهاوند كه عربها آن را در تاريخ فتوحات مسلمانان در ايران " فتح الفتوح " مي خوانند صورت گرفت يزدگرد سپاه بزرگي از فرماندهان شهرها و ولايتهاي ايران به سركردگي " فيروزان " براي مقابله با مسلمانان فرستاد. " عمر نعمان بن مقرن مزني " را براي مقابله با آنان تجهيز كرد. مسلمانان در نهاوند ايرانيان را شكست دادند يزدگرد پس از جنگ جلولاء به ري و از آنجا به اصفهان وكرمان و خراسان رفت. او از راه طبس به هرات رفت و از آنجا روي به شهرهاي ديگر خراسان نهاد. يزدگرد از پادشاه سغد و خاقان ترك و خاقان چين تقاضاي كمك كرد و با كمك خاقان ترك و مردم فرغانه و سغد، وارد بلخ شد. احنف با سپاهيان بصره و كوفه به رويارويي سپاه ترك شتافت. تركان از ياري با ايرانيان سرباز زدند و خود ايرانيان نيز از كمك جدي به يزدگرد خوداري كردند. يزدگرد ناچار از جيحون گذشت و به فرغانه رفت. پس از آن، باز به خراسان بازگشت و عاقبت بعد از سالها در سال 31 (ه.ق.) كشته شد. ادامه مطلب ... دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: 13:19 :: نويسنده : peyman21
ایران پیش از تاریخدوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم میشود که عبارتاند از: ۱- پارینهسنگی (عصر حجر قدیم). ۲- فرا پارینه سنگی. ۳- نوسنگی (عصر حجر جدید). در ایران تپههای باستانی بسیاری از دوره نوسنگی باقی ماندهاست از جمله تل باکون ٍ موشکی و... در فارس ٍ تپه شوش ٍ چغا بنوت ٍ و... در خوزستان، گنج دره، سراب و آسیاب در کرمانشاه و در دیگر نقاط ایران. دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگی آغازین، میانی، پایانی و یک دوره کوتاه بنام فرا پارینه سنگی تقسیم میشود. فرهنگهای مرتبط با پارینه سنگی قدیم ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنک تبر دستی زاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش شروع شده و تا حدود ۴۰ هزار سال پیش ادامه داشتهاست. انسانهای نئاندرتال در این دوره در ایران میزیستند که بقایای اسکلت آنها در غار بیستون یافت شدهاست. مکانهای مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، دو اشکفت در شمال کرمانشاه، قمری و در اطراف خرم آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و سمنان است. دوران پارینه سنگی جدید ایران از حدود ۴۰ هزار سال پیش آغاز و تا حدود ۱۸ هزار سال پیش ادامه یافته که مقارن با مهاجرت انسان هوشمند جدیدی به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم آباد، مرو دشت و کاشان یافت شدهاست. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده میشود. ساکنین ایران را قبل از رسیدن ایرانیان میتوان زیر عنوان کلی کاسپین که دریای خزر بنام آنهاست جمع نمود، کاسپینها کشاورزی میکردند. این مردم نخستین کشاورزان جهان بودهاند و کشاورزی از سرزمین آنها به خاکهای رسوبی رودخانههای سند و سیحون و جیحون و دجله و فرات رسیدهاست. در دوران نوسنگی در برخی نواحی آسیای غربی (خاورمیانه)، انسان از مرحله جمعآوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخی جانوران، انتقال یافت. ادامه مطلب ... سهشنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 12:15 :: نويسنده : peyman21
آن گاه که سر از خاک بر آوردیم حال ماییم و تاریخی بس عجیب پس انسان اهورایی تا بی انتها جاودان است سهشنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 12:13 :: نويسنده : peyman21
کوروش بزرگ ؛ پدر ایرانیان کوروش کبیر بزرگ مرد تاریخ ایران زمین و از جمله نوادری که تاریخ جهان به خود دیده است . انسانی والا و ابرمردی بی همتا که می توان گفت نام ایران با وجود او ایران شد و از بنیانی که او بنا نهاد برای هزاران سال ملتی واحد از اقوام آریایی واقع در فلات ایران شکل گرفت که طی قرنها تمام تمدن ها و قدرتهای کوچک و بزرگ را تحت شعاع خود قرار داد و هویت ایرانی متشکل از مادهای آذربایجان و کردستان و پارسهای جنوب و پارتهای شرق ایران زمین که ملت واحد ایران را تشکیل دادند و تاریخ چندین هزار ساله خود را دوشادوش یکدیگر و در کنار یکدیگر رقم زدند به همراه هم از این خاک و هویت دفاع کردند و با افتخار ایرانی بودن خود را به جهانیان اعلام نمودند . پارسی ها که وی آنها را از گمنامی به افتخار رسانید وی را پدر خواندند. یونانیها که وی آنها را در سواحل آسیای صغیر مقهور قدرت خویش ساخت با وجود نفرتی که غالبا به ایرانیها نشان می دادند در وی به چشم یک فرمانروای آرمانی نگریستند و یهود که وی آنها را جهت اجرای آیین و بنای معبد آزاد گذاشت ؛ وی را همچون مسیح تلقی کردند آنچه که در مورد او جای تردید نمی گذارد اینستکه لیاقت نظامی و سیاسی فوق العاده در وجود وی با چنان انسانیت و مروتی در آمیخته بود که در تاریخ پادشاهان شرقی پدیده ای بکلی تازه بشمار می آمد. احوال اوبدون شک از بعضی جهات یاد آور فاتحانی چون اسکندر و ناپلئون نیز هست اما قیاس وی با آنها درست نیست. چون هر چند وی نیز مانند انها سالها از گردونه جنگی خویش پایین نیامد اما جنگ و بوی خون او را بر خلاف دیگر فاتحان مست و مغرور نکرد بر خلاف آنها هر بار که حریفی از پای در می افکند مثل یک شهسوار جوانمرد دستش را دراز می کرد و حریف افتاده را از خاک بر می گرفت . احترام او به عقاید دینی عاقلانه ترین و زیرکانه ترین سیاستی بود که در چنان دنیایی به او اجازه داد تا اقوام مختلف متمدن و نیمه وحشی را بدون مشکلی در کنار هم اداره کند و آنها کنار هم بیاسایند و در سرزمین او ضعیفان در سایه اقتدارش در آرامش زندگی كنند. اینگونه بود که کوروش ؛کوروش بزرگ شد .در تاریخ جهان سرداران و شاهان فاتح بسیاری ظهور کردند که جز نفرت و نام بد از خود بجا نگذاشتند اما چرا بعد از گذشت ۲۵۰۰سال باید از طرف جامعه جهانی ۲۹ اکتبر به نام روز جهانی کوروش بزرگ نامگذاری شود؟ چرا روز جهانی اسکندر وچنگیز یا هیتلر را نداریم! آری دوستان گرامی نیاکان ما اینچنین بودند و برگهای زرین تاریخ ایران زمین را رقم زدند ما نیز از همان خون و تباریم ودر همان خاکی زندگی می کنیم که آنها زندگی می کردند. صَفَویان از دودمانهای ایرانی بودند که بین سالهای ۸۸۰ تا ۱۱۱۱ خورشیدی، بر ایران و بخشی از سرزمینهای مجاور آن فرمانروایی کردند. شیخ صفیالدین اردبیلی، نیای بزرگ صفویان هشتمین نسل از تبار فیروزشاه زرینکلاه بود. فیروزشاه از بومیان ایرانی و کردتبار بود که در منطقه مغان نشیمن گرفته بود. زبان مادری شیخ صفیالدین تاتی بود و اشعار تاتی او امروزه در دست است. تاتی یکی از زبانهای ایرانی و زبان بومی آذربایجان بودهاست. دودمان پادشاهی صفویه به وسیله شاه اسماعیل اول با اتکا بر پیروان طریقت تصوف علوی تأسیس شد. این پیروان که عمدتا از ایلهای ترک آناتولی بودند ,و بعداً به قزلباشها ملقب شدند بر سر اعتقادات خود سالها به طرفداری از آققویونلوها و قراقویونلوها درگیر جنگهای پیاپی با دولت عثمانی بودند. اسماعیل جوان نوه شیخ جنید، پسر شیخ صفی الدین و نوه اوزونحسن آق قویونلو تحت آموزش بزرگان قزلباش پرورش یافت و رهبر دینی آنان بشمار میآمد. ارزش تاریخی دوره صفویرسیدن ایرانیان به مرزهای طبیعی خود، و در بعضی مواقع به ویژه در عهد پادشاهی شاه عباس بزرگ و نادر شاه به مرز دوران ساسانیان به ایران شکوه و جلال پیشین را باز داد. برای اروپا که جداً در معرض خطر دولت عثمانی بود، بسیار گرانبها و ارزشمند محسوب میشد، به نحوی که مآل اندیشان قوم در آن دیار، دولت صفوی را مایه نجات خویش و نعمتی برای خود میپنداشتند و به همین سبب با پیامهای دلگرم کننده خود، پادشاهان ایران را به ادامه نبرد و ستیز با عثمانی تشویق میکردند. بعد از عقب نشینی سلطان سلیمان قانونی از آذربایجان و تحمل تلفات سنگین سپاه عثمانی از سرما و برف و فقدان آذوقه، فرستاده ونیز در دربار عثمانی به پادشاه خود نوشت: تا آنجا که عقل سلیم گواهی میدهد این امر جز مشیت باری تعالی چیز دیگری نیست زیرا میخواهد که جهان مسیحیت را از ورطه اضمحلال نهایی رهایی بخشد . برخی میپندارند تشکیل دولت صفوی زیانی بزرگ برای جهان اسلام بود، بدین معنی که با رسمی کردن تشیع، و ضعیف ساختن تسنن، یکپارچگی مذهبی سرزمینهای اسلامی را که تا آن دوران باقی مانده بود، از میان برد و آن محیط پهناور و یگانه جغرافیایی را از میان قطع کرد و به خطر انداخت. لازم به ذکر است، پیش از این در قرن های چهارم تا ششم هجری دولت اسماعیلی فاطمیان در مصر خلافتی در مقابل خلافت عباسی تأسیس کرده بود و تا زمانی که هر دو دولت قدرتمند بودند، هیچ مشکلی در مقابله با صلیبیان نداشتند. بنا بر این قطعا این نخستین بار نبود، که یک حکومت رسمی شیعی تأسیس میشد. ثانیاً قدرت دولت عثمانی و توسعه پیاپی آن بدون پشتوانه فرهنگی و اجتماعی لازم صورت میگرفت. به طوری که علی رغم چند قرن سلطه بر یونان، بالکان و چند کشور دیگر اروپایی تنها عده کمی از مردم آن نواحی مسلمان شدند و هر چند این مطلب درست است که عثمانی بر اثر مناقشههای ممتد با صفویان همواره از مرزهای شرقی خود بیمناک بود و ناگزیر بخشی بزرگ از نیروی نظامی خویش را در آن جانب صرف میکرد و از پیشرفت و تمرکز نیرو در جبهههای اروپا باز میماند، اما شکستهای بزرگ عثمانی در اروپا بعد از محاصره وین در سال ۱۶۸۳ میلادی و همزمان با افول و اضمحلال دولت صفوی رخ میدهد. در واقع عامل اصلی شکست عثمانیان نه پیدایش دو حکومت شیعه و سنی، بلکه برتری ادوات نظامی اروپاییان در قرن هجدهم و ضعف ساختارها و بنیههای اقتصادی و اجتماعی عثمانی نسبت به جوامع اروپاست. ادامه مطلب ... نادر قلی فرزند امام قلی از قبیله قرخلو بود که شاخهای از ایل افشار به شمار میرفت. طایفه مزبور، از آغاز سلسه صفوی برای جلوگیری از هجوم ازبکان و ترکمنان به منطقه شمال خراسان کوچ داده شد و در منطقه ابیورد و دره گز استقرار یافت. مورخ رسمی دربار نادری، میرزامهدی خان ،تاریخ تولد نادر را روز شنبه بیست و هشت محرم سال هزار صد هجری قمری ذکر کرده و با توصیف مختصری از حیات عشایری، اصل و نسب آخرین فاتح بزرگ آسیایی را در پرده نگاه داشتهاست. آنچه مسلم است نادر تا طغیان افاغنه غلزایی قندهار و برافتادن حکومت دویست و پنجاه ساله صفویان، در گمنامی به سر میبرده و زندگانی بی پیرایه چوپانی او، تنها با هنر نماییها و قهرمانیهای سادهای همراه بودهاست.
ادامه مطلب ... غزنویان دودمانی ترک نژاد بودند .از آنجا که نخستین پویههای شهریاری را در شهر غزنین آغاز نمودند به غزنویان نامدار شدند.بنیادگذار این دودمان کسی به نام سلطان محمود غزنوی بود.پدران او بردگان ترکی بودند که در زمان سامانیان خریداری شده و برای این دودمان ایرانی خدمت میکردند.کم کم کار ایشان گرفت و به شهریاری هم رسیدند.ناماورترین شهریاران این دودمان سلطان محمود و پسرش سلطان مسعود غزنوی بودند.پس از سلطان مسعود این دودمان رو به ناتوانی گذارد و چندی پستر حوزه فرمانرواییش به بخشهایی از هندوستان و افغانستان کنونی محدود شد. محمود غزنوی (سلطان...) ابوالقاسم بن سبكتكین ملقب به سیفالدوله، و نیز یه یمینالدوله و امینالملة و غازی. در سال ۳۶۰ ه. ق. متولد شد و وفاتش روز پنجشنبه ۲۳ ربیع الاخر سال ۴۲۱ ه. ق. در شهر غزنین بود و به مرض سل (دق) درگذشت. پس از فوت او را امیر ماضی خواندند. محمود بعد از مرگ ابومنصور ناصرالدوله سبكتكین به سال ۳۸۷ ه. ق. پس از غلبه بر برادرش اسماعیل به امارت رسید. جنگها و محاربات سلطانمحمود بدین شرح است: بر ابوابراهیم اسماعیل بن نوح ملقب به منتصر سامانی چیره گشت. بعد از آن خلف بن احمد باقیماندهٔ صفاریان را از میان برداشت و سپس با خانیان ترکستان به جنگ پرداخت و بعد از آرام كردن آن نواحی عزم فتح خوارزم و جرجانیه را نمود و در سال ۳۹۲ ه. ق. بعنوان جهاد و غزا به هندوستان حمله برد و تا سال ۴۱۶ ه. ق. در ظرف ۲۴ سال چندین جنگ كرد كه ۱۲ غزوهٔ او مهمتر است. دیگر از فتوحات محمود میتوان فتح ری و اصفهان و غلبهٔ سلطان محمود بر مجدالدولهٔ دیلمی را نام برد كه به سال ۴۲۰ ه. ق. اتفاق افتاده است. سلطان محمود كه اولین پادشاه مستقل و بزرگترین فرد خاندان غزنوی است به دلیری و بیباكی و كثرت فتوحات و شكوه دربار در تاریخ اسلام بسیار مشهور شده مخصوصاً غزوات او در هند و غنایمی كه از آنجا آورده و اجتماع علما و شعرا در دستگاه او، و اشعار و كتبی كه به نام او ترتیب یافته نام او را در اكناف و اطراف عالم معروف كرده است. معروفترین شاعران دربار او عبارت بودند عنصری بلخی، فرخی سیستانی، عسجدی مروزی، زینتی، فردوسی طوسی، منشوری سمرقندی، كسائی مروزی و غضائری رازی كه بزرگترین و نامورترین آنان همان فردوسی طوسی است. و از علمای دستگاه محمودی هیچ كسی جلیل القدرتر و بزرگوارتر از ابوریحان بیرونی نیست. از وزرای نامی دستگاه سلطانمحمود این اشخاص را میتوان نام برد: فضل بن احمد اسفراینی، ابوالقاسم احمد بن حسن میمندی و ابوعلی حسن بن محمد بن میكل معروف به حسنک وزیر. دبیر مخصوص دربار سلطانمحمود ابونصر مشكان بوده است. سلطانمحمود در مذهب حنفی تعصبی مفرط داشت. شهرستانی در ملل و نحل مینویسد گویا كرّامی بوده است (بل قطعاً) و یكی از مردم خراسان موسوم به عبداللهین كرام به زهد ریائی و حیله و تزویر جمعی كثیر را تابع مذهب خود گردانید و از جملهء اتباع او یكی سلطان محمود بود كه بلای عظیمی شد برای شیعه و اهل كلام. به علت تعصب شدید محمود، گروه كثیری از اسماعیلیه در ماوراءالنهر و خراسان و ری كشته شدند و یاران مجدالدولة به جرم معتزلی بودن از دم شمشیر گذشتند و قسمت اعظم كتابخانهء نفیس مجدوالدولة طعمهء آتش سلطان محمود شد. سهشنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 12:04 :: نويسنده : peyman21
آل بویه (320-447 ق / 932-1055 م)در سالهای ضعف و انحطاط بغداد که امراء ترک و کرد و گیل و دیلم خلیفه را هم در تختگاه وی دست نشانده قدرت و غلبه خویش ساخته بودند، با آن که در ایران اندیشه ایجاد یک قدرت پایدار همراه با احیاء مرده ریگ باستانی در خاطر بسیاری از داعیه داران عصر، از گیل و دیلم و طبری شکفته بود، تحقق این رویا آن هم در یک مدت کوتاه، تا حدی فقط برای آل بویه ممکن شد که آن نیز به سبب اختلافات خانگی، تقید به تقلید از دعوت زیدیان، و برخورد با انقلابات خراسان خیلی زود مثل یک رویای صبحگاهی پایان یافت، مع هذا بنیانگذار این سلسله علی بن بویه دیلمی ملقب به عمادالدوله و برادر زادهاش فنا خسرو بن حسن معروف به عضدالدوله، با وجود محدود بودن امارت خویش و با آن که در زمان آنها فرصتی هم برای احیاء فرهنگ فارسی در قلمروشان پیدا نشد، باز استعداد خود را برای بازسازی وحدت از دست رفته قرن های دور نشان دادند. هر چند دولت آنها به رغم انتسابی که بر وفق رسم عصر به یک پادشاه باستانی مثل بهرام گور هم موفق به ایجاد تعادل پایدار عصر از یاد رفته بهرام در قلمرو یزدگرد نشد، باری طی چندین دهه فرمانروایی آنها، قدرت اخلاف سعد بن ابی وقاص و مروان و معتصم، نقش فعالی را که پیش از آن در سرنوشت مردم ایران داشت به نقش انفعالی مبدل ساخت و بدینگونه عناصر تازه ای از طوایف و اقوام مردم ایران بار دیگر آنچه را ایران طی سالها به اعراب و ترکان اهل سُنت واگذاشته بودند، این بار همراه آیین شیعه، دیگر بار، و گرچه برای مدتی کوتاه، به دست آوردند. ادامه مطلب ... دولت ماد نخستین تجربه تشكیل دولت آریایی
این دسته از آریاییان پس از ورود به سرزمین ایران مسیر خود را در نواحی غربی و شمال غرب تا جائیكه سلسله جبال زاگرس قرار دارد ادامه دادند و سپس به دلیل نوع معیشت یعنی رمه گردانی، نواحی كوهستانی غرب را برای زندگی برگزیدند. و بدین ترتیب با اقوام بومی ایران كه خود دارای تمدن بودند نظیر لولوبیها ، كاسی ها، گوتی ها و مانایی ها همسایه شدند. تقریباً همزمان با ورود مادها این منطقه صحنه تاخت و تاز اقوام ساكن بین النهرین (میان دو رود) كه همسایگان نزدیك ایران زمین محسوب شدند گردیده بود كه از مهمترین آنان آشوریان بودند كه بهترین تمدن ایرانی یعنی ایلام توسط آنان به نابودی كشیده شده بود. همچنین از سمت شمال اورارتو و از سمت جنوب ایلام آنان را تهدید می كرد. همین امر یعنی مساله خطر حمله و تاراج اقوام همسایه ساكنین بومی نواحی غرب، شمال غرب، جنوب و جنوب غربی ایران را به فكر تشكیل اتحادیه ای به نام ماننایی انداخته بود. هر چند این اتحادیه قدرت چندانی نداشت و امنیت آنها را در برابر حملات و یورش همسایگان تضمین نمی كرد. ولی به هر حال اولین تجربه ایجاد اتحادیه در هزاره اول قبل از میلاد بود. نام متحدان ماننایی در الواح آشوری ذكر شده است. ادامه مطلب ... درباره وبلاگ
به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
|
|||
|
|