تاریخ ایران
شنبه 06 خرداد 1391 :: 15:30 ::  نويسنده : peyman21
زرتشت zartosht
شنبه 23 اردیبهشت 1391 :: 11:54 ::  نويسنده : peyman21

 
پاسارگاد
     
 

هخامنشيان در ابتدا شاه بومي پارس و انشان بودند. كورش دوم هخامنشي معروف به كورش كبير بر دولت ماد مسلط شد و سپس ليدي و بابل را فتح كرد و امپراتوري هخامنشي را تاسيس كرد. در واقع اين امپراتوري تداوم زندگي دولت ماد بود زيرا هخامنشيان و مادها از يك خانواده و فرهنگ بودند . آنها دويست و بيست سال بر بخش بزرگي از دنياي آن زمان حكمراني كردند كه از رود سند تا دانوب و از آسياي ميانه تا آفريقا گسترده بود. سر انجام با شكستي كه از اسكندر مقدوني خوردند امپراتوري آنها متلاشي شد

 

 

هخامنشيان كه بودند

سلسله هخامنشی توسط کورش در سال 559 پیش از میلاد تاسيس شد. او در سال 550 پ م بر آستیاک شاه ماد و به قولی پدر بزرگ خود غلبه كرد.منطقه دولت ماد کاملا مشخص نیست ولی از غرب شامل کاپادوکیه و ارمنستان و از شرق تا هیرکانی گسترده بوده است.کورش در سال 547 پ م لیدی را فتح می کند. او سغد و باکتریا و قسمتهایی از هند را گرفت ودر سال 539 پ م بابل را فتح كرد . او پاسارگاد را به عنوان پایتخت خود در محلی که بر آستیاگ غلبه کرده بود ساخت. کورش درسرزمین ماساگتها در شرق قلمرو خود در سال 530 پ م کشته میشود. زندگی او در هاله ای از ابهام قرار دارد
پسر کورش به نام کمبوجیه جانشین او میشود .در سال 525 پ م مصر را فتح كرد. سه سال بعد وقتی که او در مصر بود گیوماته خود را شاه نامید و کمبوجیه برای باز پس گیری حکومت رو به پارس نهاد ولی در راه بازگشت کشته می شود زیرادرحین سوار شدن بر اسب خنجرش وارد تنش میشود.
در این زمان جمعی از بزرگان پارسی به رهبری داریوش به گئوماته شاه دروغین حمله می کنند و اورا می کشند.در این زمان داریوش شاه می شود.او پسر یا برادر کورش نبود و از تیره دیگری از هخامنشیان است. پس از آن خیلی از استانهای تحت تابعه شورش می کنند و مهمترین آنها ماد و بابل بودند. داریوش همه را دوباره مطیع خود می کند و پس از 19 جنگ در یک سال آرامش به امپراتوری هخامنشیان بر می گردد.داریوش در دیواره بیستون محلی بر سر جاده باستانی ماد به بابل دست آوردهای خود را بر دیواره سنگی حک می کند. داریوش با درایت و قدرت به سلسله هخامنشی روح تازه ای می دهد . او ساتراپی ها را برپا می کند. کاخهای شوش را می سازد.شاهنشاهی را از مقدونیه تا پاکستان واز دریای خزر تا شمال لیبی گسترش می دهد. قبل از مرگ خود خشیارشا پسرش را به شاهی بر میگزیند
در زمان خشیارشا گسترش قلمروی حکومت پایان می یابدوقندهار و تاکسیلا مستقل می شوند.او درسال 480 پ م نیز از آتنی ها شکستی می خورد و این شکست برای آنها خیلی مهم می افتد. بعد از او اردشیر اول به شاهی می رسد و بعد از اردشیر داریوش دوم شاه می شود. تا این زمان امپراتوری هخامنشیان قدرت بلا منازع روی زمین می باشد وتاثیر مستقیمی بر روی همسایگان خود می داشت
پس از مرگ داریوش دوم اردشیر دوم و کورش صغیر با هم نبرد می کنند و کورش صغیر که از مزدوران یونانی کمک گرفته بود شکست می خورد و کشته می شود و اردشیر دوم بر تخت می نشیند. در این زمان مصر نیز مستقل می شود. پس از او اردشیر سوم به شاهی می رسد ولی خیلی زود در دربار کشته می شود و بالاخره داریوش سوم به شاهی می رسد.چند ساتراپی مستقل میشوند ولی داریوش سوم دوباره آنها را مطیع می کند.
در این زمان اسکندر پادشاه کشور مقدونیه به آسیای صغیر حمله می کند.او سوریه را میگیرد.داریوش سوم در سال 333 پ م در محلی به نام ایسوس از اسکندر شکست می خورد. سپاه ایران دوباره نوسازی میشود و دو سال بعد در گوگمل شکست نهایی را از مهاجمین می خورد . داریوش سوم در سال 330 کشته می شود و سلسله هخامنشی منقرض میشود.اسکندر خود را شاه هخامنشی می نامد و تخت جمشید و دیگر مناطق قدرت هخامنشی را غارت می کند . او برای آنکه روح هخامنشی را نیز از بین ببرد تخت جمشید را به آتش می کشد


Investiture of Khusrau II and equestrian relief at Taq-e Bostan. Photo Marco Prins.

 

معماري هخامنشي

بارزترين هنر هخامنشي همانا معماري آن است .كاخها و آرامگاههاي هخامنشي پس از گذشت بيست و پنج قرن همچنان استوار و زيبا هستند.پاسارگاد،هگمتانه،شوش،تخت جمشيد،بابل وگورهاي شاهي نمونه هايي ازمعماري هخامنشي هستند. ستونهاي بلند سنگي استوار حجاريهاي زيبا با نقوشي حاكي از دوستي- بدون خونريزي مانند گذشتگان آنها-وساختمانهاي بلند آثاري از هنر معماري هخامنشي هستند .آنان بر تمامي همسايگان و كشورهاي زير سلطه خود تاثير گذاشتند و نمي توان هنر معماري دوران باستان را بدون در نظر گرفتن هنر هخامنشي بررسي كرد. به سبب گستردگي كشور هخامنشيان هنرمندان برتر نيمي از جهان باستان در خدمت آنان بودند و آنان با مديريت درست بر آنها توانسته اند از خود يادگارهايي به جاي گذارند كه هنوز جزو شاهكارهاي معماري به شمار مي آيند


 دوباره دوران کوروش را زنده کنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

دیروز بخود می ببالدیم

 

 

 

امروز  هیچ جای دنیا جا نداریم

 

 

 


نقشه امپراتوري هخامنشي

چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 :: 10:57 ::  نويسنده : peyman21

چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391 :: 10:48 ::  نويسنده : peyman21

 


پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :

در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان كورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و كشورهای تسخیر شده كه در گذشته نه تنها وجود نداشت بلكه كاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست .

 

دكتر هانری بر دانشمند فرانسوی - تمدن ایران باستان :

این پادشاه بزرگ یعنی كورش هخامنشی برعكس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و مهربان بود. زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود كه شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات(خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می كردند .

 

آلبر شاندور - كورش بزرگ :

شاهنشاهی ایران كه پایه گذار او كورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلكه عكس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاری شد . پارسیها با مساعدت یكدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت و شكوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند كه نشانه نبوغ و نژاد پاك آنان است . نژادی كه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریكی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند كه برای آیندگان نیز خواهد ماند .

 

ژنرال سرپرسی سایكس :

خوش زبانی او از پاسخی كه در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشكار است. مطالب كتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنت های ایرانی همه هم داستانند كه كورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست می خواندند. ما نیز می توانیم بدان ببالیم كه نخستین مرد بزرگ آریائی است كه سرگذشت اش بر تاریخ روشن است و صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است .

 

ژنرال سرپرسی سایكس بعد از دیدار از آرامگاه كورش بزرگ :

من خود سه بار این آرامگاه را دیدار كرده ام ، و توانسته ام اندك تعمیری نیز در آنجا بكنم، و در هر سه بار این نكته را یادآورده شده ام كه زیارت آرامگاه اصلی كورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز كوچكی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام كه بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم كه آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست كه از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد .

 

سرپرسی سایكس - تا ایران باستان :

در شاهنشاهی كورش زیبایی - مردانگی - شجاعت - قهرمانیت - عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه عیاشی نكرد . كاری كه اكثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی كه داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افكاری داشت كه به راستی متعلق به تاریخ نبوده است. كورش یكی از شخصیت های بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین كوچكی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آكنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد كه در كل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود كه تاكنون هیچ كشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران كل خاورمیانه را تصاحب كند . او هیچ گاه خوشگذرانی و تن آسایی نكرد و هیچ گاه مغرور نشد. كاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود كه از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند . كورش در شوخ طبعی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا كنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت كنم و خداوند را برای این توفیق سپاس می گویم .

 

افلاطون - قوانین ( 477 تا 347 پیش از میلاد ) :

پارسیان در زمان شاهنشاهی كورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملت های جهان شدند . در زمان او ( كورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی می دادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می كردند . مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگها شركت می كردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی می كرد و به آنان اندرز می داد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت.

 

هرودوت – تاریخ هرودو ت( 484 تا 425 پیش از میلاد ) :

هیچ پارسی یافت نمی شد كه بتواند خود را با كورش مقایسه كند .كورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملت های دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی كه زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش می نمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال می كردند .

 

هارولد لمب دانشمند امریكایی - كورش بزرگ :

در شاهنشاهی ایران باستان كه كورش سمبول آن است آریایی ها در تاجگذاری به كردار نیك - گفتار نیك - پندار نیك سوگند یاد می كردند كه طرفدار ملت و كشورشان باشند و نه خودشان . كه این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده می شود كه خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ كیان كشورشان می تاخته است .

 

گزنفون – كوروپد ا ی ( 445 پیش از میلاد ) :

از صفت های برجسته كورش عدل و گسترش عدالت و حق بود. ما در این باره فكر كردیم كه چرا كورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا  كردیم . نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پرورش او از كودكی بوده است . كورش نابغه ای بزرگ - انسانی والا منش - صلح طلب و نیك منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حكمت و راستی بود . كورش عقیده داشت پیروزی بر كشوری این حق را به كشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و كار غیر انسانی را مرتكب شود . او برای دفاع از كشورش كه هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت كه سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه كشاورزان و افراد عام كشور نمی كرد . او ملت های مغلوب را شیفته خود كرد به صورتی كه اقوام شكست خورده كه كورش آنان را از دست پادشاهان خودكامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ - بزرگترین - بخشنده ترین - پاك دل ترین انسان تا این زمان بود .

 

كنت دوگوبینو فرانسوی - ایران باستان :

شاهنشاهی كورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یك مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت كه تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد .


نیكلای دمشقی

كورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر كس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود .




ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 19 اردیبهشت 1391 :: 13:09 ::  نويسنده : peyman21

دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: 13:28 ::  نويسنده : peyman21
تاریخ ایران بعد از اسلام
 
 
فتح ايران به دست مسلمانان
پس از آنكه حضرت رسول اكرم (ص) از مكه به مدينه هجرت كرد و در سرتاسر شبه جزيره عربستان اكثر قبايل عرب را به دين اسلام در آورد، بر آن شد تا مردم ممالك مجاور عربستان را نيز به دين اسلام دعوت كند. براي اين منظور، نامه هايي به پادشاهان اطراف فرستادند، از جمله براي خسرو پرويز شاهنشاه  ساساني. چنانكه معروف است خسرو از نامه خشمگين شد و آن را پاره كرد. پس از آنكه ابوبكر به خلافت رسيد، حمله به دو دولت بزرگ ساساني و بيزانس را آغاز كرد. سپاهيان اسلام در جبهه روم سپاهيان بيزانس را شكست دادند. يزدگرد سپاهي بزرگ را به سركردگي " رستم فرخ زاد " مامور مقابله با مسلمانان و جلوگيري از حمله ايشان كرد عمر نيز " سعدبن ابي وقاص " را با سپاهي كه عده آنان به سي و چند هزار مي رسيدبه جنگ با ايرانيان گسيل داشت. در "‌ قادسيه" (واقع در پانزده فرسخي كوفه) ‌جنگ شديدي بين اين دوسپاه روي داد. با آنكه ايرانيان مقاومت زيادي از خود دادند، شكست سختي خوردند. با اين شكست بود كه راه تيسفون (يا مدائن)‌پايتخت شاهنشاهي ساساني، ‌بر روي مسلمانان باز شد.
سپس، مسلمانان  در تعقيب يزدگرد و ايرانيان روي به شرق نهادند و در سال 16 (ه.ق.) به "‌ جلو لاء " كه در كنار نهر جلولاء منشعب از رود دياله واقع بود رسيدند. در سال 19 يا 21 (ه.ق.) فتح نهاوند كه عربها آن را در تاريخ فتوحات مسلمانان در ايران " فتح الفتوح " مي خوانند صورت گرفت يزدگرد سپاه بزرگي از فرماندهان شهرها و ولايتهاي ايران به سركردگي " فيروزان " براي مقابله با مسلمانان فرستاد. " عمر نعمان بن مقرن مزني " را براي مقابله با آنان تجهيز كرد. مسلمانان در نهاوند ايرانيان را شكست دادند يزدگرد پس از جنگ جلولاء به ري و از آنجا به اصفهان وكرمان و خراسان رفت. او از راه طبس به هرات رفت و از آنجا روي به شهرهاي ديگر خراسان نهاد. يزدگرد از پادشاه سغد و خاقان ترك و خاقان چين تقاضاي كمك كرد و با كمك خاقان ترك و مردم فرغانه و سغد، وارد بلخ شد. احنف با سپاهيان بصره و كوفه به رويارويي سپاه ترك شتافت. تركان از ياري با ايرانيان سرباز زدند و خود ايرانيان نيز از كمك جدي به يزدگرد خوداري كردند. يزدگرد ناچار از جيحون گذشت و به فرغانه رفت. پس از آن، باز به خراسان بازگشت و عاقبت بعد از سالها در سال 31 (ه.ق.) كشته شد.


ادامه مطلب ...
دوشنبه 18 اردیبهشت 1391 :: 13:19 ::  نويسنده : peyman21

ایران پیش از تاریخ

دوره پیش از تاریخ خود به سه دوره تقسیم می‌شود که عبارت‌اند از: ۱- پارینه‌سنگی (عصر حجر قدیم). ۲- فرا پارینه سنگی. ۳- نوسنگی (عصر حجر جدید). در ایران تپه‌های باستانی بسیاری از دوره نوسنگی باقی مانده‌است از جمله تل باکون ٍ موشکی و... در فارس ٍ تپه شوش ٍ چغا بنوت ٍ و... در خوزستان، گنج دره، سراب و آسیاب در کرمانشاه و در دیگر نقاط ایران.

دوران پارینه سنگی ایران به سه دوره پارینه سنگی آغازین، میانی، پایانی و یک دوره کوتاه بنام فرا پارینه سنگی تقسیم می‌شود. فرهنگهای مرتبط با پارینه سنگی قدیم ایران شامل فرهنگ ساطور ابزار الدوان و فرهنک تبر دستی زاگرس مرکزی هستند. این دوره از حدود ۲۰۰ تا ۱۵۰ هزار سال پیش شروع شده و تا حدود ۴۰ هزار سال پیش ادامه داشته‌است. انسان‌های نئاندرتال در این دوره در ایران می‌زیستند که بقایای اسکلت آنها در غار بیستون یافت شده‌است. مکانهای مهم این دوره غارهای بیستون، ورواسی، دو اشکفت در شمال کرمانشاه، قمری و در اطراف خرم آباد، کیارام در نزدیکی گرگان، نیاسر و در نزدیکی کاشان، قلعه بزی در نزدیکی اصفهان و سمنان است. دوران پارینه سنگی جدید ایران از حدود ۴۰ هزار سال پیش آغاز و تا حدود ۱۸ هزار سال پیش ادامه یافته که مقارن با مهاجرت انسان هوشمند جدیدی به ایران است. آثار این دوره در اطراف کرمانشاه، خرم آباد، مرو دشت و کاشان یافت شده‌است. فرهنگ ابزار سازی این دوره تیغه و ریز تیغه برادوستی است. آثار دوره بعدی فراپارینه سنگی در غرب زاگرس و شمال البرز بدست آمده که فرهنگ زرزی خوانده می‌شود.

ساکنین ایران را قبل از رسیدن ایرانیان می‌توان زیر عنوان کلی کاسپین که دریای خزر بنام آنهاست جمع نمود، کاسپینها کشاورزی می‌کردند. این مردم نخستین کشاورزان جهان بوده‌اند و کشاورزی از سرزمین آنها به خاکهای رسوبی رودخانه‌های سند و سیحون و جیحون و دجله و فرات رسیده‌است. در دوران نوسنگی در برخی نواحی آسیای غربی (خاورمیانه)، انسان از مرحله جمع‌آوری و شکار به مرحله کشت و اهلی کردن برخی جانوران، انتقال یافت.



ادامه مطلب ...
سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 12:15 ::  نويسنده : peyman21

آن گاه که سر از خاک بر آوردیم
و زیستن را در سرزمین ابدیت آغاز نمودیم

روح تاریخ در کالبد انسان دمید
و زمان پیش رفت تا به ما رسید

حال ماییم و تاریخی بس عجیب
و در پس این تاریخ نشان روح هایی بس بزرگ

پس انسان اهورایی تا بی انتها جاودان است
و حفظ میراث این انسان ها تا بی کران ادامه دارد

سه‌شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: 12:13 ::  نويسنده : peyman21

کوروش بزرگ ؛ پدر ایرانیان

کوروش کبیر بزرگ مرد تاریخ ایران زمین و از جمله نوادری که تاریخ جهان به خود دیده است . انسانی والا و ابرمردی بی همتا که می توان گفت نام ایران با وجود او ایران شد و از بنیانی که او بنا نهاد برای هزاران سال ملتی واحد از اقوام آریایی واقع در فلات ایران شکل گرفت که طی قرنها تمام تمدن ها و قدرتهای کوچک و بزرگ را تحت شعاع خود قرار داد و هویت ایرانی متشکل از مادهای آذربایجان و کردستان و پارسهای جنوب و پارتهای شرق ایران زمین که ملت واحد ایران را تشکیل دادند و تاریخ چندین هزار ساله خود را دوشادوش یکدیگر و در کنار یکدیگر رقم زدند به همراه هم از این خاک و هویت دفاع کردند و با افتخار ایرانی بودن خود را به جهانیان اعلام نمودند . پارسی ها که وی آنها را از گمنامی به افتخار رسانید وی را پدر خواندند. یونانیها که وی آنها را در سواحل آسیای صغیر مقهور قدرت خویش ساخت با وجود نفرتی که غالبا به ایرانیها نشان می دادند در وی به چشم یک فرمانروای آرمانی نگریستند و یهود که وی آنها را جهت اجرای آیین و بنای معبد آزاد گذاشت ؛ وی را همچون مسیح  تلقی کردند آنچه که در مورد او جای تردید نمی گذارد اینستکه لیاقت نظامی و سیاسی فوق العاده در وجود وی  با چنان انسانیت و مروتی در آمیخته بود که در تاریخ پادشاهان شرقی پدیده ای بکلی تازه بشمار می آمد. احوال اوبدون شک از بعضی جهات یاد آور فاتحانی چون اسکندر و ناپلئون نیز هست اما قیاس وی با آنها درست نیست. چون هر چند وی نیز مانند انها سالها از گردونه جنگی خویش پایین نیامد اما جنگ و بوی خون او را بر خلاف دیگر فاتحان مست و مغرور نکرد بر خلاف آنها هر بار که حریفی از پای در می افکند مثل یک شهسوار جوانمرد دستش را دراز می کرد و حریف افتاده را از خاک بر می گرفت . احترام او به عقاید دینی عاقلانه ترین و زیرکانه ترین سیاستی بود که در چنان دنیایی به او اجازه داد تا اقوام مختلف متمدن و نیمه وحشی را بدون مشکلی در کنار هم اداره کند و آنها کنار هم بیاسایند و در سرزمین او ضعیفان در سایه اقتدارش در آرامش زندگی كنند. اینگونه بود که کوروش ؛کوروش بزرگ شد .در تاریخ جهان سرداران و شاهان فاتح بسیاری ظهور کردند که جز نفرت و نام بد از خود بجا نگذاشتند اما چرا بعد از گذشت  ۲۵۰۰سال باید از طرف جامعه جهانی ۲۹ اکتبر به نام روز جهانی کوروش بزرگ نامگذاری شود؟ چرا روز جهانی اسکندر وچنگیز یا هیتلر را نداریم!  آری دوستان گرامی نیاکان ما اینچنین بودند و برگهای زرین تاریخ ایران زمین را رقم زدند ما نیز از همان خون و تباریم ودر همان خاکی زندگی می کنیم  که آنها زندگی می کردند.

درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید
آخرین مطالب

پيوندها

نويسندگان

 
 
 
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران